" سپيده عشق "
شهريست پر ظريفان وز هر طرف نگاری
يار مرا غار مرا عشق جگرخوار مرا يار تويی غار تويی خواجه نگهدار مرا . نوح تويی روح تويی فاتح و مفتوح تويی سينه مشروح تويی بر در اسرار مرا . نور تويی سور تويی دولت منصور تويی مرغ کوه طور تويی خسته به منقار مرا . قطره تويی بحر تويی لطف تويی قهر تويی قند تويی زهر تويی بيش ميازار مرا . حجره خورشيد تويی خانه ناهيد تويی روضه اميد تويی راه ده ای يار مرا . روز تويی روزه تويی حاصل دريوزه تويی آب تويی کوزه تويی آب ده اين بار مرا . دانه تويی دام تويی باده تويی جام تويی پخته تويی خام تويی خام بمگذار مرا
جمعه ۱٥ خرداد ۱۳۸۳
قرن ما

قرن ما شاعر اگر داشت هوا بهتر بود
قرن ما شاعر اگر داشت چه می دانستی
گل چه پر معنا بود
جای قانون جهانی
عشق اگر حاكم بود
همه شاعر بودند
قرن ما روح اگر داشت
لطافت می داشت
قرن ما عشق اگر داشت
چه راحت می شد
سهم دل را به همه می داديم
و چه زيبا می شد پيش هم می مانديم



جمعه ۱ خرداد ۱۳۸۳
دموکراسی آمريکايی

نمی دونم چرا جسد اين عراقی بخت برگشته که به لطف شکنجه های مطابق با موازين حقوق بشر!!! به تمام معنا مزه آزادی رو چشيده اينقدر فکر منو به خودش مشغول کرده  يه جوری فکر می کنم اين جنازه سمبل تمام ارزشهای انسانی  هست که توسط ارزشهای پوچ آمريکايی  نابود شده اند



[خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]