" سپيده عشق "
شهريست پر ظريفان وز هر طرف نگاری
يار مرا غار مرا عشق جگرخوار مرا يار تويی غار تويی خواجه نگهدار مرا . نوح تويی روح تويی فاتح و مفتوح تويی سينه مشروح تويی بر در اسرار مرا . نور تويی سور تويی دولت منصور تويی مرغ کوه طور تويی خسته به منقار مرا . قطره تويی بحر تويی لطف تويی قهر تويی قند تويی زهر تويی بيش ميازار مرا . حجره خورشيد تويی خانه ناهيد تويی روضه اميد تويی راه ده ای يار مرا . روز تويی روزه تويی حاصل دريوزه تويی آب تويی کوزه تويی آب ده اين بار مرا . دانه تويی دام تويی باده تويی جام تويی پخته تويی خام تويی خام بمگذار مرا
پنجشنبه ۱٧ آذر ۱۳۸٤
به اميد آن روز

تصور کن اگه حتی تصور کردنش سخته
جهانی که هر انسانی تو اون خوشبخت خوشبخته
جهانی که تو اون پول و نژاد و قدرت ارزش نیست
جواب هم‎صدایی‎ها پلیس ضد شورش نیست
نه بمب هسته ‎ای داره نه بمب ‎افکن نه خمپاره
دیگه هیچ بچه‎ ای پاشو روی مین جا نمیذاره
همه آزاد آزادن همه بی‎درد بی‎دردن
تو روزنامه نمی‎خونی نهنگ‎ها خودکشی کردن
جهانی ‎رو تصور کن بدون نفرت و باروت
بدون ظلم خودکامه بدون وحشت و تابوت
جهانی ‎رو تصور کن پر از لبخند و آزادی
لبالب از گل و بوسه پر از تکرار آبادی
تصور کن اگه حتی تصور کردنش جرمه
اگه با بردن اسمش گلو پر میشه از سرمه
تصور کن جهانی ‎رو که توش زندان یه افسانه است
تمام جنگهای دنیا شدن مشمول آتش‎بس
کسی آقای عالم نیست برابر با همن مردم
دیگه سهم هر انسان تن هر دونه گندم
بدون مرز و محدوده وطن یعنی همه دنیا
تصور کن تو می‎تونی بشی تعبیر این رویا



[خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]