" سپيده عشق "
شهريست پر ظريفان وز هر طرف نگاری
يار مرا غار مرا عشق جگرخوار مرا يار تويی غار تويی خواجه نگهدار مرا . نوح تويی روح تويی فاتح و مفتوح تويی سينه مشروح تويی بر در اسرار مرا . نور تويی سور تويی دولت منصور تويی مرغ کوه طور تويی خسته به منقار مرا . قطره تويی بحر تويی لطف تويی قهر تويی قند تويی زهر تويی بيش ميازار مرا . حجره خورشيد تويی خانه ناهيد تويی روضه اميد تويی راه ده ای يار مرا . روز تويی روزه تويی حاصل دريوزه تويی آب تويی کوزه تويی آب ده اين بار مرا . دانه تويی دام تويی باده تويی جام تويی پخته تويی خام تويی خام بمگذار مرا
یکشنبه ٢۱ بهمن ۱۳۸٦
بزرگ مرد

سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز
مرده آنست که نامش به نکویی نبرند



[خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]