استقلال قضائی !!!


يا علی گفتيم و عشق آغاز شد
6.gif

سلام يه هفته گذشت و دوباره من برگشتم !!!
اول بگم چرا تيتر رو استقلال قضائی انتخاب کردم !!!
اتفاقا مطلبم هم زياد به اين ربط نداره ! اما يه موضوع جالب که فکر من رو به خودش مشغول کرده 5.gif
همين مطلب مضحک هست ؛نمی دونم شما يادتونه چه بلائی سره قاضی بيچاره ای که اکبر گنجی رو به خيال استقلال قضائی تبرئه کرد اومد بيچاره محترمانه اخراج شد و حکم هم نقض شد اونوقت الان رئيس ويرانه قضائيمون بر می گرده می گه قاضی تو حکم آقا جری استقلال داشته !!!
مضحک نيست !
اين هفته يه مطلب خوندم از چمران راجع به شريعتی (همون شريعتی که الان آقا جری به خاطر بيان ديدگاه اون حکم اعدام گرفته) : اول يه مناجاته چمران رو ميارم تا يه ذره حداقل خودم کيف کنم ؛ بعدش هم مطلب اون رو راجع به شريعتی :

img7.gif

ای آتش مرا درياب، مرا درياب که در آتشی دائمی ميسوزم، صبرم به پايان رسيده، دل پر دردم دگر طاقت ندارد، با اشک به خود سکون ميبخشم، ولی ديدگانم نيز ديگر رمقی ندارند.
خدايا به تو پناه ميبرم. مهر تو را آنچنان در دلم جايگزين کن که جايی ديگر برای عشق ديگران نماند
سراپای وجودم را آنچنان مسخر اراده خود کن که به ديگری نيانديشم و محلی از اعراب برای اعمال ديگر نماند.
«شهيد چمران » نوامبر 1972-لبنان.

وحالا مطلبش راجع به شريعتی :

041.jpg

اي علي تو نماينده‌ي بحق محرومين و زجرديدگان تاريخي و من ناله دردمندان را از حلقوم تو مي‌شنوم، خروش اعتراض آنها را در فرياد رعدآساي تو مي‌يابم. سرنوشت هزاران كارگر بدبخت و از دريچه‌ي چشم تو مي‌بينم كه زير تازيانه جلادان فرعون جان مي‌دهند و زير تخته سنگ‌ها مدفون مي‌شوند ومن صداي خرد شدن استخوان‌هاي نحيف آنها را بين تخته سنگها مي‌شنوم و صحه دردمندان و ناله زجرديدگان، دلم را به درد مي‌آورد. اي علي، با خروش تو به جنگ استعمار و استكبار بر‌مي‌خيزم و همراه تو تاريخ را مي‌شكافيم و فرعون‌ها و قارونها و بلعمها را لعنت مي‌كنيم. اي علي همراه تو، در راه خداي بزرگ به مجاهدت بر‌مي‌خيزيم و با اسلحه شهادت مجهز مي‌شويم. من آن راهي را و مكتبي را مقدس مي‌شمرم كه غم‌ها و دردهاي كثيف آدمي را به زيبا و پاك تبديل كند و آن شخصي را تقديس مي‌كنم كه روحش و احساسش و افكارش قلب آدمي را صفا و جلا دهد و غم‌ها و درد‌هايش را زيبا و متعالي كند. روح را از قفس جسد آزاد كند و به آسمان‌ها صعود دهد. بر اين حساب دكتر علي شريعتي به درجه بي‌نهايت، قابل تقديس است. آدمي را منقلب مي‌كند. روح را از قيد زمان و مكان آزاد كرده به ازليت و ابديت متصل مي‌نمايد و در آسمانها به سير و سياحت مي‌پردازد و زيبايي‌هاي عجيب و خلاق و سوزنده به آدمي نشان مي‌دهد. و ابعادي جديد و مبهوت كننده و پر‌شكوه از خلقت به ما مي‌نماياند. قسم به غم كه روزگاري درياي غم بر دلم موج مي‌زند. اي علي تو در قلب من زنده و جاويدي، قسم به عشق كه تا وقتي كه قلب سوزانم مي‌جوشد و مي‌خروشد و مي‌سوزد، تو اي علي در قلب من حيات داري كه جاذبه آسماني عشق را در رگهاي وجودم به ‌گردش در مي‌آورد و حيات مرا از عشق و فداكاري سرشار مي‌كني. سوگند به تنهايي كه نتيجه‌ي عظمت و عشق و يكتايي است و زايندة لطافت و اخلاص و عرفان است كه تا وقتي‌كه خدا تنهاست، تو علي در تنهايي ما وجود داري. قسم به عدل و عدالت كه تا روزگاري كه قلم و ستم بر دوش انسانها سنگيني مي‌كند تو در فرياد ستمديدگان عليه ستمگران مي‌غري و مي‌خروشي. و قسم به شهادت كه تا وقتي كه فدائيان از جان گذشته، حيات و هستي خود را در قربان‌گاه عشق فدا مي‌كنند، تو بر شهادت پاك آنان شاهدي و شهيدي.

***
8.gif

/ 0 نظر / 7 بازدید