من برگشتم

_38445225_aghajari_ap300.jpg

دهانت را مي بويند مبادا گفته باشي دوستت دارم
دلت را مي بويند
روزگار غريبيست نازنين
و عشق را کنار تيرک راهبند تازيانه مي زنند
عشق را در پستوي خانه نهان بايد کرد
در اين بن بست کج و پيچ سرما آتش را
به سوختبار سرود و شعر فروزان مي دارند .
به انديشيدن خطر مکن
روزگار غريبيست نازنين
نور را در پستوي خانه نهان بايد کرد
آنک قصابانند بر گذرگاه مستقر
با کنده و ساطور خون آلود
روزگار غريبيست نازنين
و تبسم را بر لبها جراحي ميکنند و ترانه ها را بر دهان
شوق را در پستوي خانه نهان بايد کرد
کباب قناري بر آتش سوسن و ياس
روزگار غريبيست نازنين
ابليس پيروز مست
سور غراي ما را بر سفره نشسته است
خدا را در پستوي خانه نهان بايد کرد

احمد شاملو ..... ۳۱ تير ۱۳۵۸

/ 1 نظر / 11 بازدید
آریان مهر

در هوايی خفه و درد آلود / پشت ديوار بلند زندان / چه کسی زمزمه کرد آزادی؟ / چه کسی حرف ز روييدن زد؟ / آی آهسته ... / مبادا دژخيم / بشنود زمزمه ی رستن را / اگر اين زمزمه ها ناله شود / ناله فرياد شود يکباره / بشکند قفل قفس اين فرياد / پس بياييد همه ناله و نعره و فرياد کنيم / همه باهم بايد / پای در راه و بسان زنجير / دست در دست نهيم / نپذيريم که اين تقدير است / مثل يک بره به مسلخ نرويم / اين شگرديست کهن / نزد چوپان گرگان / حاکمان دژخيم / که بگويند تو را: / « های هشدار که ما / خير و شر می دانيم / و فقط ماييم که کفر و دين می دانيم / برخذر باش ز کفر و باطل / خير چيزيست که ما ميگوييم / شر همان است که می انديشی / پس ميانديش و بيا / تابياموزيمت / شيوه ی دينداری / رسم آيين داري»